93/5/18
3:27 ع
پدیده پارتی یا میهمانیهای مختلط آسیب جدی و پرخطری است که در دسترس اغلب جوانان کشور به ویژه پایتختنشینان محسوب میشود. به خصوص که این روزها، گروه های اینترنتی فعال با ارسال ایمیل از افراد میخواهند که به عضویت این گروهها درآیند تا گردشهای دسته جمعی، ملاقاتهای جمعی و میهمانیها را امتحان کنند.
پارتیها به علت همخوانی زیاد با تمایلات غریزی جوانان به علت عدم توجه به ارزش آموزی در سیاستگذاریها به محمل مناسبی برای تباه کردن روح و روان جوانان مبدل شدهاند.
بچه ها برای پارتی امشب پایه هستید؟!! برای یه شب با هم بودن بدون امر و نهی دیگران!! با همه ی سور و سات و لذت هایی که خودم و خودتون می دونیم!! از اون نوشیدنی هام سپردم سر ساعت بیارن تا اسباب خوش گذرانیمون کامل بشه !!
پاسخ ها:
نه نه نمیام!
حتماً میام ! کجا ؟! چه ساعتی؟!
بعضی ها می گن: این حرفا چیه؟! حالا یه ذره خوردن، یه شب نوشیدن به کجای عالم بر می خوره! اینا حرفای هزار سال پیشه نه الان که همه ی دنیا دارن می خورن!!
اما یکی باید به این دوستان بگوید اگر هزار سال پیش حرام بودنش اعلام شده، امروزه نیز عوارض مصرف آن به اثبات رسیده است:
تمامی دانشمندان معتقدند که آشامیدن نوشابه های الکلی موجب فزونی موالید ولی زیادی تلفات آنها میشود که در این زیادی تلفات، موالید ناقص عقلی و جسمانی و روحی وجود دارد، ولی موضوعی که مورد بحث است اثر نوشابه های الکلی در صفات و اخلاق و سجایای نسل و روح و روان فرزندان و از بین بردن آرامش آنها است.
عقیده قریب به تمام دانشمندان سابق بر این بود که در اعقاب الکلی های مزمن، تشنجات و مننژیت زیاد دیده میشود. لگرن (Legrain) در 761 کودک که از پدر و مادر الکلیک به وجود آمدهاند آمار زیر را داده است.
113 نفر مبتلا به تشنج، 42 نفر مبتلا به هیستری و صرع، جمع بیماران 346 نفر و افراد سالم 415 نفر میباشد.
همین دانشمند در 1925 در عرض سه سال مشاهده کرد که اطفال اشخاص معتاد به الکل به زودی مشروب خوار میشوند (در 15 تا 20 سالگی) در نسل اول ذکاوت کودکان پدر و مادر مشروب خوار تقریباً طبیعی است.
به نظر دانشمندان هوش این کودکان به زودی اوج میگیرد ولی پایدار نیست و به زودی اختلالات روانی عارض آنها میگردد.
«درباره شراب و قمار از تو س?ال میکنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است و...»
اطفال مشروب خواران زودتر به فساد آلوده میشوند و بیشتر از دیگر کودکان این گونه عدم تعادل عصبی و نیز به خودکشی و انحراف های جنسی و فحشا و دروغگویی و پنهان کاری و غیره گرایش دارند.
دکتر کارل میگوید: همه باید بدانند که زناشویی با خانوادهای که به دیوانگی و یا ضعف عقل و یا سل و یا الکلیسم آلوده است ، معادل با لگدکوبی بقا نسل است و این لگدکوبی یک سلسله معایب و غم های بی پایانی دارد ولی تنها محاسن و مزایای ارثی برای کودکان سرمایه کافی نیست. بایستی که پدر و مادر در آینده نیز خود را از ابتلا به سیفلیس و یا الکل و اعتیاد به تریاک و کوکائین و مرفین و ... در امان بدارند.
مستی زن و یا شوهر در لحظه آمیزش جنایت واقعی است (در حق فرزند) زیرا کودکانی که در این شرایط به وجود میآیند اغلب از عوارض عصبی یا روانی درمان ناپذیری رنج میبرند.
عموماً پدر و مادری که لزوم اورژنیسم را از یاد برده و فراموش میکنند، خود به خود به وسیله کودکانشان تنبیه میشوند. (کتاب راه و رسم زندگی ص 91 و کتاب اسلام و تعلیم و تربیت دکتر سید محمدباقر حجتی) به همین علت پیامبر (صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
اگر کسی فرزند و نور چشم خود را به همسری فاسق و شرابخواری درآورد، رحم و نسل خود را قطع میکند. (الکافی حدیث 54 ص 11)
پس اگر الکل گریبانگیر انسانی شود، نسل آدمی از بین خواهد رفت. پدران معتاد به الکل اختلالاتی به فرزندان خود منتقل میسازند که مجموع آن را الکلسیم ارثی میگویند.
تازه این ها قسمتی از آسیب هایی است که این مایع به همراه خود دارد و این گونه بوده است که در شأن نزول حرمت شراب آمده است که:
گروهی از یاران پیامبر خدمتش آمدند و عرض کردند حکم شراب و قمار را که عقل را زایل و مال را تباه میکند بیان فرمایید. در این هنگام آیه فوق نازل شد و به آنها پاسخ داد. [ مکارم شیرازی؛ همان، ج 2، ص 116]
«کسی که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد نباید بر سر سفرهای که در آن شراب خورده میشود بنشیند»
«درباره شراب و قمار از تو سوال میکنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است و...». [ ترجمة مکارم شیرازی، ذیل آیه 219/سوره بقره]
و انگار فراموش کرده ایم که بودن ما در این محافل و نوشیدن از این اثم کبیر همانا و حضور جناب شیطان همانا!
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه میگویید و همچنین هنگامی که جنب هستید تا غسل کنید و...». [ ترجمه مکارم شیرازی؛ ذیل آیه 43/سوره نساء]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! شراب و قمار و بت ها ازلام (= نوعی بخت آزمایی)، پلید و از اعمال شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید».[ترجمه مکارم شیرازی؛ ذیل آیه 90/ سوره مائده]
«شیطان میخواهد به وسیلة شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهی اکید) خودداری خواهید کرد؟! [آیه 91/سوره مائده]
کلام را با پیامی از پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله به پایان می بریم: «کسی که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد نباید بر سر سفرهای که در آن شراب خورده میشود بنشیند».[ محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شفیعی، قم، دارالحدیث، 1377، ج 4، حدیث 5138]
بخش قرآن تبیان
93/5/7
9:12 ع
93/5/6
1:20 ص
اکنون که این متن را می خوانید حتما چند کودک دیگر زیر بمب های صهیونیستی جان خود را از دست دادند یا مشغول ناله بالای سر جنازه های تکه تکه شده پدرومادر خود هستند.
غزه، قطعهای خاک نیست، صحنهی مکرری از غربت انسانیت نسلهای ستمدیده در طول تاریخ است.در خون غلطیدن این قطعه در خاک دیگر گوش نواز! شده است صدای بر زمین افتادن کودکان و زنان بی گناه غزه و شکستن استخوان هایشان به گوش می رسد. هزاران مرد و زن بی پناهی که در وضعیتی بغرنج به سر می برند و نمی دانند داد مظلومیت خود را زیر چنگ های پر قصاوت آدم کش های صهونیست به گوش که برسانند جایی که امریکا مدعی حقوق بشر ترجیح می دهد حق را به سگ هار منطقه بدهد و چشم خود را به روی کشتار هزاران نفر ببندد .
امیرالمومین ظلم به یک زن یهودی در جامعه اسلامی را تاب نیاوردند و حال روزه های فلسطینیان این روزها با موشک و خون افطار می شود هیهات اگر ساکت بنشینیم .
ما به عنوان یکی از رسانههای فرهنگی، خبری و اطلاع رسانی کشور این اقدامات موهن را محکوم و خواستار رسیدگی سازمانهای بین المللی به آن می باشیم.
برای امضای این طومار اینجا کلیک کنید
93/5/6
12:50 ص
پایان «مدینه» و «ماه عسل»
امشب آخرین قسمت سریال «مدینه» روی آنتن می رود و پرونده «ماه عسل» روز سه شنبه در قالب برنامه ویژه بسته می شود.
به گفته دستاندرکاران سریال «مدینه» این سریال یکشنبه شب - پنجم مرداد ماه - به پایان می رسد. همچنین تهیهکننده آن گفته: گروه تولید و تصویربرداری پس از حدود سه ماه کار مداوم برای پروژهای که از لوکیشنهای متعددی برخوردار بود، چهارشنبه شب - یکم مرداد ماه - کار ضبط تصاویر را به پایان بردند و در آخرین سکانسها به ضرورت قصه، تقریبا همهی بازیگران جلوی دوربین رفتند. خوشبختانه تصویربرداری کار چند روزی زودتر از پیشبینیها به پایان رسید تا گروه تا آخرین روز ماه مبارک رمضان درگیر پروژه و دغدغه دیر رسیدن به آنتن نباشند و فینال در کمال آرامش ضبط شود.زینب تقوایی همچنین توضیح داد: خوشبختانه «مدینه» در نظرسنجیهایی که در فضای مجازی صورت گرفته است تاکنون رتبهی اول را داشته و مردم هم با توجه به اظهارنظرهایی که از دور و نزدیک میشنویم، از کار رضایت داشتهاند، امیدواریم تا روز آخر همین طور باقی بماند. هدف ما نیز در وهله نخست همین راضی بودن مخاطبان بود، چرا که برای انتقال مفاهیم در هر اثر هنری ابتدا باید مخاطب را جذب کرد و سپس در لایههای زیرین به طرح مباحث مورد نظر اعم از اجتماعی و هنری پرداخت.
در آخرین «ماه عسل» چه میگذرد؟
برنامه تلویزیونی «ماه عسل» سهشنبه - هفتم مرداد ماه - به مناسبت عید فطر، جشنی را با حضور مهمانان منتخب مردم برگزار میکند. آخرین قسمت از ویژه برنامه افطار «ماه عسل»، روز سه شنبه (هفتم مرداد ماه) روی آنتن میرود و جشنی از مهمانان «ماه عسل» را برگزار میکند. مدعوین این برنامه منتخبی از بهترین مهمانان «ماه عسل» در سال جاری هستند که چند نفر از آنها به انتخاب مردم و براساس نظرسنجی صورت گرفته، انتخاب شدهاند و قصههایشان و ماجراهایی که پس از حضور در برنامه را پشت سر گذاشتهاند، مرور میکنند. این رویه چند سالی است که در «ماه عسل» ادامه دارد. پخش این ویژه برنامه از ساعت 16:30 آغاز میشود و به مدت 120 دقیقه ادامه خواهد داشت.تیتراژ ابتدایی «ماه عسل» نیز در این قسمت توسط مردم بازخوانی شده است و کلیپی از آن تصاویر ارسال شده از سوی بینندگان با صدای مرتضی پاشایی به پخش میرسد.
یک نقد بر «مدینه»
سیروس مقدم در سریال تازه اش نتوانست موفقیت های پیشین را کسب کند. هم مخاطبان و هم منتقدان توقع روایت داستانی سر راست و بدون اغراق از این کارگردان داشتند که نشد. حالا بخوانید یک نقد به قلم سید محمدحسین لواسانی بر سریال «مدینه»:
فارغ از داستان و ساختار این مجموعه و گرههای کور نا موزون و اغراقآمیز و همچنین کاراکترها و فیلمنامه بلاتکلیف آن که واکاویاش بماند برای اهل فن، برخی رویدادهای این کار که اتفاقا با توجه به بهانه اصلی ساخت این مجموعه که نزول و ربا باشد، رخ می دهد، به جد آزار دهنده، نا ملموس و دور از باورپذیری به نظر میرسد تا آنجا که حتی تا کمدی ناخواسته هم پیش میرود.
به عنوان نمونه ما اگر بخواهیم در قالب یک کار هنری، مخاطب بزرگسال را از دروغگویی و عواقب آن بر حذر داریم با نمایش شاخ درآوردن یک دروغگو یا کشیده شدن بینی او به سان پینوکیو، میتوانیم مخاطب را متوجه عواقب دروغگویی کنیم؟ آیا اینگونه، دروغ گویان از دروغ گفتن دست میکشند؟
پیش از اینکه بیش از این به بهانه اصلی نگارش این چند بند بپردازیم، گریزی بر برخی اتفاقات و رویدادهای سریال یاد شده که به ضعف شخصیت پردازی و افراط و تفریط در مورد کاراکترها مربوط میشود، خالی از لطف نیست.
یکهبزن و مصلح شدن دایی عزیز بعد از ترک اعتیاد گرچه جدا از نون نزولی که سر سفره بهمن صبور گذاشت، درون مایههایی از صفات اخلاقی مثبت را داشت اما با این همه تا جایی غیر قابل باور به نظر میرسید که مخاطب را تا پای فیلمفارسی های دهه 50 - 40 هم میبرد. البته به ناباور بودن آن باید ترک اعتیاد به آن سرعت و مطلقا کنار گذاشتن آن را هم اضافه کرد. از سوی دیگر تصمیمات آنی و زودباوری شخصیتهای اغراق شده این سریال نظیر روحی یا هانیه و نبود ظرافت ها و مهمتر از آن دقتهای ساختاری را نیز میتوان از جمله دیگر ضعفهای کلی این سریال خواند.
حذف مدینه درست در حساسترین لحظات، اتفاقی است که نویسنده و کارگردان مجموعه از آن برای دامن زدن به قصه ناباورانه خود استفاده کردهاند. مدینه آن هم با توجه به شخصیت کاملا مثبت و موجهی که اتفاقا کارگردان نیز سعی در القای آن به مخاطب را دارد، درست در حساسترین لحظات، قافیه را میبازد تا اتفاقات ناخوشایند یکی پس از دیگری رخ دهد و او در ادامه کار برای حل بحران به وجود آمده پا در میان بگذارد. به عنوان نمونه، در ابتدای سریال، مدینه به یک حرف و اشاره بهمن، کارخانه را به او واگذار میکند، به بهمن ناپختهای که این همه ادعای مادرانه در مورد شناخت از او را دارد. یا در ادامه به محض ورود روحی به کارخانه و به بهانه اخراج نامشخص چند کارگر که تنها سعی در بد جلوه دادن روحی دارد، مدینه ترک کارخانه می کند تا هم ضمن ناتوانی بهمن و روحی در مدیریت کارخانه و کاهش فروش، اقساط نزول اخذ شده هم روی هم تلنبار شود.
در جای دیگر هم درست هنگام اوج درگیریهای بهمن و همسرش در حالی که بهمن با تمسک به هر قسم و رفتاری سعی در جلب رضایت همسرش مبنی بر علاقه مندی به او را دارد، مدینه مومنه، همه تن حریف، متوکل و قوی در اتاقی، تنها از برای تشخیص پزشک درمانگاه بین راهی مبنی بر احتمال کور شدنش، بعد از خراب کردن بیمارستان روی سر خود و دیگران، کنج عزلت گزیده تا گره بیجهت کور زندگی بهمن و هانیه، کورتر و کورتر شود. نکته دیگر این که، نا امیدی و خود باختگی از جانب شخصی که این همه صفات اخلاقی و دینی را با خود یدک می کشد، کمی دور از ذهن به نظر میآید.
به هر حال گویا در این مجموعه کسی جز خود مدینه توان گرهگشایی و پایان دادن به اتفاقات تلخ و ناگواری که در آن رخ میدهد، ندارد و این خود گرچه به کارگردان برای القای قهرمان قصه کمک میکند اما از سوی دیگر ذهن مخاطب را کاملا به سمت قصهای غیر قابل درک و باور سوق میدهد. حال میرویم به سراغ بهانه اصلی تحریر این چند بند که نزول و ربا و توسل به هنری با عنوان فیلمسازی برای القای عواقب ناخوشایند و خانهمان سوز داد و ستد نزول باشد.
هر چند اغراق، یکی از صنایع ادبی است که هنرهای دیگر از جمله فیلم و سریال هم خالی از آن نبودهاند اما سوال اینجا است که برای تفهیم عواقب انجام یک فعل خلاف عرفی و شرعی و القای وخامت پردازش به آن تا کجا می توان دست به دامن این صنعت ادبی شد؟ آیا با اغراق بیش از اندازه، وقوع اتفاقات غیر قابل درک و نا ملموس، می توانیم توقع در تاثیر گذاری فردی و اجتماعی آن داشته باشیم؟ آیا با این همه اغراق و قصههای بیمنطق و سطحی میتوانیم افراد و جامعه را از ارتکا به فعل خلاف و گناهی چون داد و ستد نزول که جنگ با خدا خوانده میشود، بر حذر داریم؟
به عنوان نمونه ما اگر بخواهیم در قالب یک کار هنری، مخاطب بزرگسال را از دروغگویی و عواقب آن بر حذر داریم با نمایش شاخ درآوردن یک دروغگو یا کشیده شدن بینی او به سان پینوکیو، میتوانیم مخاطب را متوجه عواقب دروغگویی کنیم؟ آیا اینگونه، دروغ گویان از دروغ گفتن دست میکشند؟ اصلا یک فیلم یا سریال اجتماعی یا دینی - اخلاقی برای اشاعه اخلاق حسنه و آموزههای دینی در بین مردم و بر حذر داشتن جامعه و افراد آن از ارتکا به فعل حرام تا کجا میتواند پا در ورطه اغراق بگذارد و تا چه اندازه باید ضمن فاصله از برخی عناصر هنری و فیلمسازی دیگر، باور پذیر، رئال و به دور از اغراق و هیجانات کاذب خلق شود؟
به هر حال در این میان آن چه بدیهی و مسلم به نظر میرسد، این است که اغراق بیش از اندازه در این دست فیلمها و سریالها و نبود شناخت از جامعه سبب میشود تا نه تنها آموزههای دینی و اخلاقی مورد نظر یک مجموعه نتواند آن چنان که باید و شاید عامل باز دارندهای در زمینه ارتکا به خطا و گناهی باشد، بلکه به علت وجود هیجانات کاذب، گرههای کور بیپایه و اساس و ناملموس و غیر قابل باوربودن آن ها، بیتفاوتی خاطیان و گناهکاران نسبت به عواقب خطا و گناهشان را همراه داشته باشد.
فرآوری: منیژه خسروی
بخش سینما وتلویزیون تبیان
93/5/6
12:44 ص
از گشت ارشاد تا نصب دوربین های مداربسته!
تا به حال به رفتارهای خودمونو خودتون دقت کردید!
تا بهمون میگن این مکان مجهز دوربین مدار بسته است، اصلاً یه آدم دیگه میشیم با رفتارهای متفاوت از شخصیت اصلی خودمان!
خیلی از خطاهایی که ممکن بود انجامش دهیم را سریعا قطع می کنیم.
تو رانندگی هم همین طور ! تا بدونیم فلان خیابان دوربین دارد و جریمه می شیم یا حتی احتمال ، فقط احتمال بودن پلیس در فلان خیابان یا چهارراه را هم بدهیم ازرفتن به آنجا اجتناب می کنیم!
داریم از خونه میاییم بیرون ، یاد اخبار یا نوشته فلان روزنامه می افتیم که گفته بودن از فردا طرح گشت ارشادی وجود خواهد داشت برای تذکر و... !
(با درست یا غلط بودنش فعلا در اینجا کاری ندارم و یه بحث مفصلی می طلبه) ولی صحبتم روی این قسمت هستش که ما با شنیدن اینکه یه عامل بیرونی برای نظارت بر رفتارهای ما وجود دارد ، رفتار ها و عملکردهای خودمان را تغییر می دهیم که به اصطلاح برای خودمون دردسر نخریم!
و اگر آدم عاقلی باشیم میگیم : به قول معروف سری که درد نمی کند را چرا دستمال ببندیم ! و
به جنگ و لجبازی در نمی آییم !
و چه زیباست جمله ی امام راحل که فرمودند: عالم محضر خدا است ، در محضر خدا معصیت نکنید.
اما حرف اصلی ای که می خوام بگم یک چیز دیگری است!
اصلا بذارید برای اینکه حرفمو بهتر و واضح تر متوجه بشید ، قبلش گفتاری از آیت الله بهجت آن مرد خدا پیش زمینه حرف خودم کنم :
روزی به ایشان گفتند : کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید .
فرمودند:
لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی : "خدا می بیند" .
آیه 14 سوره علق
بله نکته ی مهم همین است .اینکه ما انگار فراموش کرده ایم که دوربین خدا همیشه و همه جا روشن است و نیازی نیست که یک ناظر همیشه مراقب عملکرد ما باشد
لازم نیست حتما گشت ارشادی باشد تا ما حجابمان را درست کنیم و با وضع ناهنجار در اجتماع حاضر نشویم
لازم نیست چراغ یا پلیسی باشد تا حق اجتماعی را رعایت کنیم
لازم نیست پلیسی باشد و جلوی روزه خواری علنی ما را بگیرد و لازم نیست ....
چون می دانیم خدا ما را در هر جا و هر حالتی می بیند
أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى
و چه زیباست جمله ی امام راحل که فرمودند: عالم محضر خدا است ، در محضر خدا معصیت نکنید.
نظر شما در این رابطه چیست؟
آیا نمی دانیم که خدا ما را می بیند ؟!
پیام رسان